شاید باورتون نشه من تا بحال انفلوانزا نگرفته بودم.فکر نمی کردم اینقدر شدید باشه.می دونستم کشنده ست.اما برای همسایه.الان که شنیدم  اون مریض دوست دکترم که تو آی سی یو بستری بود از همین بیماری فوت کرد،خواهر دوست خواهری که 27 ساله ش بود هم دیروز از همین بیماری فوت کرد،خدا رو شاکرم که زنده م.

هنوز مریضم.دیدید که توی مریضی چه افکار مزاحمی میان جلو چشم آدم؟ پریشب کلا به این نتیجه رسیدم که چرا زنده م!

اما الان یه کم سردردم بهتره.

* با عرض شرمندگی کامنتها رو بدون جواب تایید می کنم.ممنون از همه تون بخاطر احوالپرسی.

* اوضاعم روبراه شد با پستی در مورد "بازرسهای دوست داشتنی و دکتر ملعون" میام