خدای من
یکی از دوستان چند سال پیش بد جوری بهم نارو زد.من هیچ تقصیری نداشتم و توی ذهن ایشون محکوم شدم و حکم اعدامم صادر شد.دلم خیلی شکست.یادمه همون زمان از خداوندگار عالم خواستم که خودش هر جوریکه صلاح میدونه با اون بنده خاطی رفتار کنه که حق من ضایع نشه.از ایشون بیخبر بودم.به تازگی خبر دادن که خیلی پشیمون هستن.مشکل از ایشون بوده نه خاتون.
و من بخاطر زخم عمیقی که از ایشون به دل داشتم نتونستم ببخشم.مدتی گذشت و دیدم نمی شه با این حس زندگی کرد.باید بخشید...دوباره دیدمش و ازش توضیح خاستم.دیدم انگار خداوند از ته دل حرفمو شنیده بود.
الحق که چوب خدا...
خداوندم،همراهم روزها و شبهای من،دوستت دارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 17:33 توسط خاتون
|
ای عشق بسوی تو گذر می کنم از خویش