برای عوض شدن حال و هوا امروز رفتم به سمت چهارراه ولیعصر.تازگیها دور تا دور چهارراه رو میله کشیدن اونم برای حفاظت عابرها.



اولش خیلی منطقی بنظر میاد.اما بعد هر چی می ری به انتهای میله نمی رسی و تازه می فهمی چرا ملت از پیرمرد و جوونو زن چادری عین نینجا از روی میله ها می پرن!






تا اینکه این فضای خالی بهم چشمک زدم و از وسطش رد شدم.احساس پیروزی می کردم!!

رفتم به سمت میدون انقلاب.

توی دوران دبیرستان خرت و پرتهای این مغازه همیشه منو اغوا می کرد.(هنوزم می کنه ها!)


این شیرینی فروشی رو هم تهرونی های قدیم یادشونه.توی دنیای بچگی عاشق گوشهای  شکلکش بودم.


این سر در،مایه غرور من و خیلی های دیگه ست.دوستت دارم.


 و کتابهایی که چشمک می زدن و من به اونا چشمک می زدم که :نه الان نمی خرمتون!بعداااا.


لوازم التحریر.عشق خیلیامون.

البته یه کم خرید کردم.دوات و مرکب و کاغذ .

*ممنون بخاطر کامنتهای پست قبل.

*مژگان جان این عکسها رو بیشتر به نیت تو گذاشتم.که ببینی و حال و هوای اینجا بیاد به ذهنت.