شعری که دیروز گذاشتم توی وبم، دادم یکی از همکارها اسکن کنه بعد بذارم تو وب.

می دونستم شعر دوست داره.بعد از اینکه اسکنش کرد،گفتم :اصلش باشه پیش خودتون.گمونم شعر دوست هستید.

یه کم نگاهم کرد.با بی تفاوتی گفت :مرسی.مثل بز عکس العمل نشون داد.تشکر نمی کرد بهتر بود.

امروز دیدم یکی از همکارها داره دیوار بالا سر آقای بز رو نگاه می کنه.

اِ اِ اِ اِ!.دیدم شعرم رو زده به دیوار!

بنده خدا بز نبود.توی نشون دادن احساسش مشکل داره.خجل شدم از خویشتن خویش بسی!!!