|

مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم |
|
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم |
| به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری |
|
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم |
| نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی |
|
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم |
| ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم |
|
که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم |
| فرورفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی |
|
دمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم |
| شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز میجستم |
|
رخت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردم |
| کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت |
|
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم |
| تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده |
|
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم |
*بچه ها جون، سایتی که به کمکش عکس آپلود میکردم تخریب شد!سایتی می شناسید که به درد بخور باشه؟