خدمتکار زحمتکش
چند سال پیش که مادربزرگ و پدر بزرگ تازه افتاده بودن رو دور پیری و دیگه نمی تونستن کارهای خونه رو انجام بدن،یه خانم خدمتکاری رو استخدام کردن به این منظور.
عمو جان خدا بیامرز تعریف می کرد که:
خانم زحمتکشی بود.کارها رو انجام میداد.با ظاهری معمولی.
چند روز که گذشت کم کم دیدم که ا!دستی به سر و روش کشیده و با پدر حرف می زنه.
چندی بعد آرایشش بیشتر شد.
به تدریج روسریشو برداشت!
و بلوزش آستین کوتاه شد!
و از اونجایی که همه آقایون از جمله پدربزرگ من تا آخرین دم! توانایی زیر آبی رفتن دارن( حتی در سن ۸۵ سالگی)،مادربزرگ عذرش رو خواست و ترجیح داد خودش به امور منزل برسه
!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:14 توسط خاتون
|
ای عشق بسوی تو گذر می کنم از خویش